أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
229
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
امير المؤمنين عليه السّلام گفت : الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له ، و آن خشم و عداوت بحقيقت با محسود نبود بلكه با خداى تعالى و نعمت او بود و در كتب اوائل است كه خداى تعالى گفت : الحاسد عدوّ نعمتى غير راض بقسمتى . در خبرست كه روزى جماعتى از زنان قريش با زنان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر آمدند هر كسى از قبيلهء خود و حسب و نسب خود و قوم خود چيزى ميگفتند فاطمهء زهرا عليها السّلام در آمد ايشان حديث رها كردند يكى گفت : چرا رها كرديد اين حديث را ؟ - گفتند : از بهر آنكه در پيش او حديث نسب و حسب محال است ؛ او آنست كه شما ميدانيد يكى از جملهء ايشان گفت : مالكم يا بنى هاشم حزتم السّيادة بأسرها ؛ امّا ابوك فسيّد ولد آدم ، و امّا بعلك فسيّد العرب ، و امّا انت فسيّدة نساء العالمين ، و امّا ابناك فسيّدا شباب أهل الجنّة ؛ اى بنى هاشم شما را چه بوده است كه همهء سيادت از بهر خود جمع كردهايد و گوى سيادت از همگنان بربودهايد ؟ ! پدرت سيّد ولد آدم است ، و شوهرت سيّد عرب است ، و تو سيّدهء زنان جهانى ، و پسرانت سيّدان جوانان اهل بهشتاند ، و عمّت حمزه سيّد جملهء شهيدان است ، فاطمهء زهراء بر پاى خاست و ميخواند [ أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ] حسد مىبرند بر مردمان كه محمّد و آل محمّداند بر آنچه خداى تعالى ايشان را داده است از فضل خويش [ فَقَدْ آتَيْنا ] ما آل ابراهيم را كه محمّد و آل محمّداند كتاب قرآن و حكمت و شريعت دادهايم « 1 » و ايشان را ملك ولايت و امامت كرامت كردهايم ، آنگه گفت : [ فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ ] از ايشان كس هست كه بدان ايمان آورد و كس هست كه اعراض كند پس دوزخ آتشى است افروخته آنان را كه اعراض كردند و ايمان نياوردند . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 56 تا 57 ] إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً ( 56 ) وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً ( 57 )
--> ( 1 ) - شيخ بزرگوار ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد از تفسير شريف خود بيانات نفيس و عبارات شيوائى دارد هر كه طالب باشد به آن جا رجوع كند ( جلد 1 چاپ اول : ص 781 - 780 ) .